{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویوخواب سوهی+

ویوخواب سوهی+

وقتی چشمام رو باز گردم روی سندلی بسته شده بودم و هر کاری میکردم نمیتونستم تکون بخورم و یکهویی یه صدایی اومد سرم رو بالا اوردم یه مرد دو سه برابر خودم وارد شد میومد نزدیک و چشمم خورد به یه دستش که یه چیزی دستش بود وایستا اون اون اسلحه بود.

مخواستم بگم نیاجلو ولی نمتونستم دهنم رو با ی چیزی بسته بودند و من نمیتونستم صورنش روببینم همچی تار بود و بااون دستی که اسلحه دستش بود روی پیشونیم گذاشت پاممم.


از خواب بیدار شدم خیلی عرق کرده بودم و قلبم تند تند میزد از روی تخت بلند شدم و رفتم پایین تا اب بخورم رفتم بالا روی تراس وایسادم و دستم رو روی قلبم گذاشتم هنوز تند تند میزد و......


❤✨🌹
دیدگاه ها (۰)

خاطرات عشق ما 1ویو سوهی + داخل اتاقم بودم و داشتم کتاب میخون...

اسلاید دوم: سوهیاسلاید سوم: تهیونگاسلاید چهارم: یونگیاسلاید ...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_3جلو تر رفتماگه...اگه این موقع...

«فصل۲ The magic of lov »part ۷۹یه دفعه و خيلي تند چشمامو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط