{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلم از زنانگی ام می گیرد

گاهی دلم از زنانگی ام می گیرد
می خواهم ڪودڪی باشم
دختر بچه اے ڪه به هر بهانه اے به آغوشی پناه می برد
و آسوده اشڪ می ریزد
زن ڪه باشم
باید بغضهاے زیادے را بی صدا دفن ڪنم...
دیدگاه ها (۱)

‌ تنها بازیگر منمبرای یک زن خیلی سخت استکه یک­ تنهیک نمایش ک...

‌ماندن "مرد" می خواهد.پشت ڪسی ڪه آمده اے و اهلی اش ڪرده اے ر...

‌تو زن شدی نه برای در حسرتِ ماندن یک بوسه !برای خلق بوسه ای ...

زن باش...عفیف و عاشقولی اسیر مردی که قدر تو را نمی داند نباش...

روزگار...همبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاه...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

گاهی آدم‌ها نمی‌گویند «برو» چون واقعاً رفتن را می‌خواهند…می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط