{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دختر و پسر که روزی همدیگر را با تمام وجود دوست داشتن،

یه دختر و پسر که روزی همدیگر را با تمام وجود دوست داشتن، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن ... دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد ..! پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود ... پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه ، کاغذ را به دختر داد.. دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شاید پس از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه .. دختر قبل از این که نامه ی پسر را بخواند ، به اون گفت : دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..! پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد............ در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مــُـرد .. دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود! وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:
" اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم "
دیدگاه ها (۲)

میدونن ؟؟؟

بخوونین حتماا...این جور افراد هم پیدا میشنخــــونه خالیپسر: ...

وقتی زیاد پولدار نباشی خوبیش اینه که کسی به خاطر پول طرفت نم...

حــــــــــال نڪردم با ســــــــــرنوشتــــــــــم✖️✖️ خــــ...

Flying without wings

امید وآرم خوشتون بیآد لطفا توی کامنتا بگید چطور بود

پارت جدید با پوستر جدید. آهنگم داره😂p18ویو الینا:الینا فقط م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط