{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب دیگه اوسیم تنها نیست💆🏻‍♀️(تغیر دادم)

خب دیگه اوسیم تنها نیست💆🏻‍♀️(تغیر دادم)
⁦^⁠^زندگی نامه

سلین یه دختر آروم و مهربونی بود که از بچگی تنها بود
اون به همه کمک میکرد اما کسی به او کمک نمی‌کرد
او اهل ایران بود و داخل شهر تبریز زندگی میکرد.
پیش خانواده میلیارد زندگی میکرد. اون عاشق کاردستی بود.
---
همسرش هم گنیا بود (داخل ژاپن)،
وقتی که ترک تحصیل کرد به ژاپن رفت.
میشه گفت تورک تبریز (اهر)هستش
پایان💆🏻‍♀️
---
دیدگاه ها (۲)

رمان : «اسمات پارسا »شد. دو پارت 🙂part:2سرشو بین پاهام برد و...

part : 1855 لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرازشون فاصله گرفتم که لب ز...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

“Dans les méandres du destin, les fils invisibles tissent de...

میکا/اوسی شیطان کش/میکا هاروناما/شیطان کشاومدم چندتا فکت از ...

رمان:: 🫧" عشق عجیب ما "🫧آشنایی با شخصیت ها:: لی ــ سومی: ( ه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط