در سمــت تـوامـ... ــــــــــــــــــ
در سمــت تـوامـ... ــــــــــــــــــ
دلــــم بـاران دسـتـم بــاران
دهانم بــاران چشمم بــاران
روزم را با بندگی تو پاگشا می کنم
هر اذانی که مــی وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کـوران می کند …
هر اسم تو را که صدا مـی زنـم
ماه در دهانم هزار تکه می شود…
کاش من همه بودم
کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم…
کفش های ماه را به پـا کـــرده ام
دوباره عـــازم توام…
تا بوی زلف یــــار در آبادی مــــن است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگــی بـــا تــوست
زندگی همیـن حالاست
دلــــم بـاران دسـتـم بــاران
دهانم بــاران چشمم بــاران
روزم را با بندگی تو پاگشا می کنم
هر اذانی که مــی وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کـوران می کند …
هر اسم تو را که صدا مـی زنـم
ماه در دهانم هزار تکه می شود…
کاش من همه بودم
کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم…
کفش های ماه را به پـا کـــرده ام
دوباره عـــازم توام…
تا بوی زلف یــــار در آبادی مــــن است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگــی بـــا تــوست
زندگی همیـن حالاست
- ۸۴۳
- ۰۲ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط