{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالِ خوبی است که در چشمِ تو نازی باشد

حالِ خوبی است که در چشمِ تو نازی باشد
به تماشایِ تو احساسِ نیازی باشد

آبشارانه و پر جاذبه بر قامتِ تو
تا کمر مویِ رها گشته یِ بازی باشد

رویِ لب هایِ تو لبخند و غزل خوانیِ من
قصه از دلبریِ دور و درازی باشد

شانه ام بالشِ موهایِ پریشان شده ات
شبی و عاشقی و شعریِ و رازی باشد

چای خوشرنگی و آهنگی و یک حسِ لطیف
شجریانی و آوازی و سازی باشد

بوسه ای خواهم و با حجب و حیایی مخصوص
نازِ چشمانِ تو مانندِ جوازی باشد

قلبم آرام شود با تو اگر در آن شب
از کتابِ هنرِ عشق فرازی باشد
دیدگاه ها (۱)

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنمدردی اگر داری بگو با بو...

سینه ام را غرق غم کردی و میگویی بروبـر دلـم درمـان هر دردی و...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

هنوزم در پی اونم ، که میشه عاشقش باشممثل دریای من باشه ، منم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط