{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت:4

پارت:4
+:*در میزنه*
یجی:بیا تو..
+:*میره داخل*خانم..اقای مین از صبح تا حالا گفته میخواد شما رو ببینه
یجی:خودم میرم سمت سلولش..
+:*تعظیم میکنه میره بیرون*
یجی:*میره سمت سلول یونگی*
یجی:چته؟..
شوگا:میدونستم هنوز باهوشی..
یجی:الان منظورت چیه؟
شوگا:فکر کنم درمورد بابات باشه
یجی:بنال..
شوگا:اول ی کاری کن من ازاد بشم..بعد حرف میزنیم
یجی:ازت متنفرم..
شوگا:فقط من میدونم اینطوری نیست*لبش رو گاز میگیره*
یجی:عوضی*میره*
تهیونگ:*پیام به یونگی*"گوشی که دادم بهت رسیده؟"
شوگا:"اره..با یجی حرف زدم..مطمئنم ازاد میشم..امروز نشه فردا ازاد میشم"
تهیونگ:"خوبه!"
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

خب متوجه شدم ایشون چند روزه دارم ایسگا میشم😑😂#ناشناس

#ناشناس

سلام بچه ها خوبید؟ ببخشید فعالیتی ندارمدو تا دلیل دارهنت ندا...

#silence_after_you#Part4جیمین: پیرهن سفید و شلوار مشکی و کت ...

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط