{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب ساعت ۶ رفتم خونه همین که وارد اتاق شدم بابام یهو با

امشب ساعت ۶ رفتم خونه همین که وارد اتاق شدم بابام یهو با جفت پا اومد تو شکمم از هوش رفتم؛ به هوش که اومدم میگم چرا آخه همچین میکنین؟ . . . میگه: الکی مثلا شب دیر اومدی خونه...!!!
دیدگاه ها (۱)

دیشب به مامانم میگم: یه دختری هست خیلی منو دوست داره چیکار ک...

ﺍﮔﻪ من ﺩﮐﺘﺮ ﻧﺸﺪﻡ فقط ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ! ﺩﺭﺳﺘﻪ...

تابیست سالگیم فکرمیکردم اسمم زهره است، چون همیشه مادرم وقتی ...

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺶ ﭘﺎﯼ اینترنتو ، وایبرو ، لاینو ، تلگرامهﻣﺮﯾﻀﻪ ، م...

عشق در کتابخانه

فیک تهیونگ : شیطونکم❤️‍🔥 P:1ویو جنا:امروز هم ...

آقای هوسوک پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط