{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوال

یه سوال خدایی جواب بدین، تاحالا مهمون ناخونده داشتین؟ 😑
دیروز تو خونه تنها بودم مامان بابام با داداش کوچیکم رفته بودن بیرون، منم داشتم آهنگ گوش میدادم که یهو صدای در زدن اومد رفتم درو باز کردم، که داییم و زن داییم رو دیدم، تعجب کردم و قشنگ می شد فوش هایی که تو صورتم بود رو خوند، گفتم شما اینجا چیکار میکنید، داییم گفت که اومدین بهتون سر بزنیم، بعد اومدن تو چایی براشون گذاشتم بعد از نیم ساعت مامان بابام با داداشم اومد مامان بابام هم تعجب کردم، خلاصه اینا تا شب موند که یهو داییم گفت که ما میخوام شب بمونیم، شب هم خوابیدن و امروز ظهر ساعت 4 رفتم، زن داییم هم از این زن نچسبه که دلت میخواد سر به تنش نباشه😶
خلاصه من دیشب مثل سگ برای اینا چایی، میوه، شیرینی بردم کمر برام نموند
دیدگاه ها (۳)

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

پارت ۲

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط