{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


#هوشنگ_ابتهاج

منت چرا نهیم که بر خاک پای یار
جانی نثار کردم و ناقابل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی
عیبش مکن که ازدل ماغافلست این
دیدگاه ها (۵)

#مولاناخیره بماندجان من دررخ او دمی وگفتای‌صنم خوش‌خوشین ای‌...

از قدم تا فرقناز و نوش و ، بر ابرو گرهخوانِ دعوت چیده‌اند و...

دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش سرگرم‌خودت عاشق‌احوال‌خودت با...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

۱آنقدر مواد کشیده بودم که جاده را ابریشمی می‌دیدم .نور اندک ...

« ازدواج به اجبار »Part 31 ویوی لیانا:همه جا پر از دود شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط