{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم آب ها زندانی اند

خواب دیدم آب ها زندانی اند
بادها سرگرم سرگردانی اند

لاله از روی شقایق خسته است
لحظه از دست دقایق خسته است

کومه های عشق پوشالی شده
عشق ورزی ,عین بقالی شده

مهر می ورزی تعجب می گنند
گرم می آیی تعصب می کنند

لاف می بافی همه کف می زنند
هجو می گویی مضاعف می زنند

صبح آمد,خواب از چشمم پرید
تیغ بیداری خیالم را درید

با خودم گفتم کمی اندیشه کن
بار دیگر عاشقی را پیشه کن

عاشقی یعنی تبسم های سبز
رویش زیبای گندم های سبز

رقص نیلوفر به روی دست آب
بوسه ای داغ از لبان آفتاب

عاشقی یعنی بیا همت کنیم
تلخ یا شیرین ,بیا قسمت کنیم
دیدگاه ها (۶)

تک پارتی

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

سناریو تهیونگ

سناریو جدید

بهترین سرمایه گذاری یک انسان .چندتا خانه و ویلا و ماشین

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁴هیچکس نمی‌تواند برای همیشه زندگی کند، اما چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط