{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟
بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟
.
آرزو داشتم این بار... به تو تکیه کنم
پیشِ من باشی و بر شانه ی تو گریه کنم
.
پیش من باشی و جز تو، به جهنم برود
اصلا از حافظه ام عالم و آدم برود
.
آمدم از نفَست کام بگیرم اما...
لحظه ای با لبت آرام بگیرم اما...
.
جای اسمت به سه تا نقطه رسیدم ای وای
در جهانم اثری از تو ندیدم ، ای وای
دیدگاه ها (۵)

روزهای رفته، به چوب کبریت های سوخته می مانند... جمع آوری شده...

ﺣﺲ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ،ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍﺗﺮﻡﺩﺭﮔﯿﺮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗَﻮ ﺑﺎﺷﻢ ،ﺭﻫﺎ ﺗ...

دیدمت انگار چیزی بر دلم تأثیر کردبا نگاه ساده ات دنیای من تغ...

هرکه عشق دیگری در قلب او جا می شودعاقبت با قاب عکسی کهنه تنه...

اهم، شب شد و من دوباره دیوانه شدم. متنی برای قند عسلم نوشتم😀...

پارت ۲۳

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط