{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پیرمردی پرسیدند:

از پیرمردی پرسیدند:
چرا ناراحتی؟
گفت:
جاسیگاری ام شکست
گفتند مگر چه قدر قیمت داشت؟
گفت به قیمتش نیست...
"تمام
جوانی ام
را
در
آن
سوزاندم"...
دیدگاه ها (۱)

چرا امید بر عشقی عبث بست ؟چرا در بستر آغوش او خفت ؟چرا راز د...

به چشمی خیره شد شاید بیابدنهانگاه امید و آرزو رادریغا ، آن د...

تصویرشرح: الفآباندخت : نام زن داریوش سومآبگینه : شیشه، بلورآ...

،،

چه داند قدر آن که نیست در حد ما😎🤘

۰۰۰۱۷ | رفاقت جان پنهان همسری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط