{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمی خیره شد شاید بیابد

به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا ، آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

جونگکوک عزیزم ۲۹ سالگیت رو از صمیم قلب تبریک می‌گم🐰🎂در این ر...

تولدت مبارک کوکی جونم

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

dark life = 21

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط