{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمی خیره شد شاید بیابد

به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا ، آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزدمرواریدی صید نخوا...

هر چه دادم به او حلالش بادغیر از آن دل که مفت بخشیدمدل من کو...

چرا امید بر عشقی عبث بست ؟چرا در بستر آغوش او خفت ؟چرا راز د...

از پیرمردی پرسیدند:چرا ناراحتی؟گفت:جاسیگاری ام شکستگفتند مگر...

شعر و چارپاره

به مناسبت سالروز آسمانی شدن فروغ فرخزاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط