{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکنون دلم چای میخواهد…

اکنون دلم چای میخواهد…
قند پهلو!!!!
با یک رفیق ناب
که چای را به چای ببندیم
و گاهی استکان را سر بکشیم
و بگوییم بازهم یخ کرد!
دیدگاه ها (۲)

‍ _طوفان و تاراجِ تَنِ بی تبار ؛در بُن بست کوچه ای که از تاز...

ﻛﻠﻤﺎﺗﺖ ﺭا ﺳﺎﺩﻩ ﺑﮕﻮ!!!!!! ""ﻣﻦ ﻛﻤﻲ ﮔﻴﺞ و ﺑﻲ ﺳﻮاﺩﻡ......

به هر که گفتم بیابکشم بیرون از این تنهاییآمد اما اشتباهیپدرم...

دلتنگممی خواهم امروزمثل گذشتهتمام شهر را با تو زیر و رو کنمت...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۶یک ماه دیگر گذشت.هوا سرد شده ب...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

چند پارتی(عشق فراموش شده)پارت ۶شب‌ها سخت‌ترین وقت بود.یونگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط