در یک شب سرد زمستانی وقتی برف شروع به باریدن کرد بلبل عاشق آخرین ...

...
در یک شب سرد زمستانی وقتی برف شروع به باریدن کرد، بلبل عاشق آخرین آوازش را برای گل سفید خواند...
صبح که شد، گل و بلبل هر دو زیر برف به خواب رفته بودند و سکوت همه جا را فرا گرفته بود
روزها گذشت تا دوباره ابرها کنار رفتند و خورشید به باغ تابید
برف‌ها آب شدند، باد بهاری در لا به لای درختان چرخید و همه را بیدار کرد!
آری دوباره بهار آمده بود...
گل سفید از خواب بیدار شد و غنچه کرد ولی این بار، گل شکفته شده دیگر سفید نبود!
گل تازه به رنگ سرخ بود! به رنگ خون بلبل عاشق!
آن گل سرخ زیبا، اولین گل سرخی بود که در باغ شکفته شد...
و اینگونه بود که گل سرخ به یاد آن بلبل عاشق، مظهر عشق شد

#دلنوشته_زبردست
#گل #رز_سرخ #منزل_مادری #تبریز
#شب #سرد #برف #بلبل #عاشق #آواز #گل_سفید #صبح #خواب #سکوت #ابر #خورشید #باغ #بیدار #غنچه #شکفته #سرخ #مظهر #عشق #پاییز #آبان
#مظهر_عشق
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۲)

...چشم دلم به سمت حرم باز می‌شودبا یک سلام صبح من آغاز می‌شو...

...کسی که روی تو بیند نگه به کس نکندز عشق سیر نباشد ز عیش بس...

...آن بلوط کهن، آنجا بنگرنیم پاییزی و نیمیش بهارمثل این است ...

...زهی طعن جاوید خورشید راکه گویند معشوق نیلوفر استمگس قند و...

ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۲۹۱ (⁠♡) و تلخ گفت: فك نكني بهش خ...

### فصل اول | پارت سومنویسنده: Ghazal ماشین لندکروز مشکی با...

نانا آرام در را باز کرد و وارد اتاق شد.در را بی‌صدا بست و چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط