از تو نوشتن سخت است..،از تو که دخترانه ات از هیچ رژ لبی،
از تو نوشتن سخت است..،از تو که دخترانه ات از هیچ رژ لبی، خاطره نداردو نگاه سر به زیرت زار لباس هایی را می زندکه زیبایی کودکانه ات از پوشیدن شان خجالت می کشد..از تو نوشتن سخت است از تو که همیشه در ژانر خیابان اتفاق می افتی و نداشته هایت رابا شاخه های پژمرده در دستت میزان می کنی..،بی آنکه پشتت گرم آینده ای باشدکه زندگی راشاید..، از سر عدالت میان آرزوهایت تقسیم کند..از تو نوشتن سخت است..از تو که از تمام عشق تنها گل هایش را به آغوش می کشی و از درون ملتهب می شوی..که جرات بر هم زدن بی کسی ات را نداری..از تو نوشتن سخت است..وقتی همیشه در قامت یک عابر ظاهرا خوشبخت از کنارت عبور می کنم وغرورم رابه سنگینی گل های نشسته در آغوشت حواله نمی دهم..از تو نوشتن سخت است..،وقتی می دانم فقر نوشتنی نیست.. / زندگی کردنی است....
- ۱.۱k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط