{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگرانِ من نباش !

نگرانِ من نباش !
مُشت مُشت قرص هایم را سرِ ساعت میخورم !
زخم هایم را تیمار میکنم
و دلتنگی هایم را قدم میزنم ...
نگرانِ من نباش !
جای دستانت را فندک و سیگار پُر کرده است ! 
شب ها به جای تو ، با غمهایم هم آغوش میشوم
و روزها دست در دستِ شعر هایم
به همان کافه ی قدیمی میرویم !
نگرانِ منِ نباش ...
اینجا در #نبودت ، همه چیز آرام است ...
مانند چشم هایت ،
اشک هایت ،
آغوشت ...
دیدگاه ها (۱)

آوازی بر زبانم پژمرد ،شوقی در نگاهمو خنده‌ای بر لبانم !دست‌ه...

خوش به حال مردها....دلشان که بگیرد ؛ سیگار می کشند ...هر زما...

😭 😭 😔

مردنفقط با مرگ اتفاق نمےافتدمردن گاهے همین زندگیستڪہ نہ تمام...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

P56ماشین، پشت چراغ قرمز توقف کرد، تهیونگ نگاهی به جی‌یون اند...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط