{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مــن همان حوصــله ی تنگ

مــن همان حوصــله ی تنگ
به ســر امده ام ،،

خستــه از بازی تقــدیر و از
این شعبــده ام ،،

سوخــت از آتش عشــقی
همه ی هستـــی مــن ،،

شمـــع خامـــوش به جا مانده ی طــوفان زده ام ،، ...
دیدگاه ها (۱)

صُبح هاخورشید بیدارم میکندتا با هم دنبال تو بگردیم ..در کدام...

تو اصل آفتابیچون آمدی سحر کن ...

به روز حشر اگر اختیار با ما بودبهشت و هرچه در او از شما و یا...

مضی الزمان و قَلبی یَقولُ اِنک آتی .... . زمان گذشت و همچنا...

آوار خاطرات، باری دگر بر پیکر روح رنجورش فرود آمده بود و باز...

گفته بودی چرا خوب به پایان نرسید...راستش زور منِ خسته به طوف...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط