{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران مےآمد!

باران مےآمد!
عینکم را خیس میکرد...
و من پاےپیاده
در میان آن خیابان ها...
آن خیابان ها که
دستت در میان دستهایم گرم میشد...
ولےحالا...
تنے خسته ز کار نیمروزے...
دلےخسته تر از فریاد هاےاین روزهایت...
دله پر
گریه ےاین آسمان
هم ساعتےآرام خواهد شد...
دل من اما...
بگذریم
این لعنتے
هم با خاک روزے آرام خواهد شد
دیدگاه ها (۱)

رویاےدیشبم را بر میدارمو در فریزر میگذارمتا روزے روزگارےکه پ...

تو هر صبحزمانے که چلچله ها دست خورشید را مےگیرندُآهسته به می...

سر کلاس بودم که پیامش روے صفحه ےگوشےنقش بست!نیشم تا بناگوش ب...

-:یه قولی بهم میدئ؟+:تا چی باشه!-:اینکه هیچوقت فراموشم نکنئ ...

🏰 قصر تاریکیقسمت ۷: میان ترس و اعتمادصدای سنگین آن در، هنوز ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 156✦..........................

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 176✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط