{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من صبورم اما

من صبورم اما
به خدا دست خودم نیست اگر می‌رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را
به غم غربت چشمان خودم می‌بندم

من صبورم اما
چه قدَر با همه عاشقی‌ام محزونم
و به یاد همه خاطره‌های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم

من صبورم اما
بی دلیل از قفس کهنه شب می‌ترسم
بی دلیل از همه تیرگی رنگ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند

من صبورم اما
آه، این بغض گران
صبر چه می‌داند چیست #وروجک

“حمید مصدق”
دیدگاه ها (۰)

برای آرزوهای محال خویش می‌گریماگر اشکی نمانَد، در خیال خویش ...

اگر کسی رو تو قلبت اراده کردی،بهش وفادار بمون ...بین این همه...

پارت ۶یک هفته از آن ناهارِ عجیب گذشت. هفته‌ای که در آن، جیمی...

My professor Part:38لبخند کجی زد و صورتشو رو صفحه ی کناری کت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط