{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهلام بچه ها دارم به اخر رمانم نزدیک میشم ولی مژده بدم که

سهلام بچه ها دارم به اخر رمانم نزدیک میشم ولی مژده بدم که یکی دیگه هم مینویسماااا
دیدگاه ها (۷۰)

پارت 45: سانا با تعجب نگاه کرد و گفت: مگه چشای تو لنز نیس؟؟ ...

سهلاااااام

بضی وقتا که از رفتار کسی ناراحتی و اذیت میشی ولی اون حاضر نی...

سهلااام کسی هس یا فاطی بره

بچه ها میخوام به رمانام یه ریتم بدم پس صبر کننین اول یکی رو ...

سلام بچه ها من امروز افم چون بیمارستانم..... قلب مادر بزرگم ...

بچه اگر رمانم قشنگ نیست بهم بگین تا دیگه ادامه ندم ببخشید که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط