پارت 45: سانا با تعجب نگاه کرد و گفت: مگه چشای تو لنز نیس
پارت 45: سانا با تعجب نگاه کرد و گفت: مگه چشای تو لنز نیس؟؟ تهیونگ و کوکی زدن زیر خنده. جونگ کوک با خنده گفت: جوک میگی؟؟معلومه که لنز نیس چشماش فابریکه کلا فابریکه دماغش هیکلش رنگ موهاش چشماش و از همه مهم تر رنگ پوستش. اصلا نزاشت حرف بزنم. داشت از حسودی میپوکید. سانا: پس درخواست جی وای پی رو رد میکنی. من: بله رد میکنم. سانا: مطمئنی؟؟ من: کاملا .
سانا: من میخواستم که با جونگ کوک اوپا صحبت کنم.
کوکی: نمیدونم یه حرف رو چند بار میزنن . اولا از اینکه بهم بگن اوپا متنفرم دوما گفتم که در اون حدی نیستیم که بخوایم راجب چیزی صحبت کنیم. من: پس جونگ کوک اگه حرفی نداری بریم به کارمون برسیم. کوکی: حتما هر چی تو بگی . اینو گفتیمو توی اتاق رفتیم. درو.که بستیم از شیشه نگاه کردیم که بره . وقتی که رفت پریدم بغل جونگ کوک . کوکی: عالی بووودی اون اول که وارد شدی بازم خیرت شدم تو بهترینی بهترین. من: ممنون که دوسم داری .
الان دیگه یه بوس بهت بدهکارم. یه بوسه ی خیلی کوچیک روی لباش زدم. من: خوب اینم از رژت. کوکی: حالا عالی شد . میکاپ همه رو انجام دادم. ساعت 4 بود که بچه ها رو صدا کردن. از اتاق بیرون رفتن. یهو همه برگشتن نگاه کردن. من: چی شده یهوویی. وی لبخندی بهم زد. وی: گائول نگامون کن تا حد توانمون ازشون دور وایمیسیم. گائول واست قلب میگیریم واسه خودت. کوکی: حواست به قلب من باشه. جلو رفتم دستمو روی قلبش گذاشتم. من: اوهوم حواسم به قلبت هست. سرشو تکون دادو بیرون رفتن نشسته بودم جلوی ال سی دی نگاه میکردم . یهو بچه ها رو جلوم توی ال سی دی دیدم از ذوق داشتم دیوونه میشدم و همونطور توایسو که میدیدم قلبم آتیش میگرفت. اون تیکه که قرار بود بی تی اس تیکه ی اصلی اهنگ تواسو بخونن جونگ کوک خندید. تا حد امکان دور وایساده بودن. اخرش همه قلب گرفتن جونگ کوک قلبشو جلوی قلبش گرفته بود.
مثل دیوونه ها میخندیدم. اخرش باید برنده رو اعلام میکردن قطعا هم بی تی اس بودن.اسمشونو که اعلام کردن اهنگ اخرو خوندن. بعدم اومدن توی اتاق. تهیونگ اول اومد دستاشو به طرفم باز کرد رفتم بغلش کردم. وی:فک کنم بالاخره داریم راحت میشیم ازشون. من: اوهوم.
همشونو بغل کردم. اخرش جونگ کوک اومد جونگ کوکو سفت بغل کرده بوودم ولش نمیکردم نمیتونستم ولش کنم.
شوگا: با اینکه خستم ولی میخوام از خود گذشتگی کنم گائول.. بیا خونمون جشن بگیریم. جین: هعی شوگا براوو عالیه .... کوکی: بزار من گفته باشمااا من با گائول کار دارماا.
جیمین: خوب قرار نیس که ما بیایم توی اتاقتون.
کوکی: خوب میشه یه کاریش کرد قبول ...پس بریم خوش بگذرونیم. من: جونگ کوک میگم حالا که دوباره میخوایم سوار بشیم چیکار کنیم. کوکی: نگران نباش تا من هستم نگران هیچی نباش. گوشیم زنگ خورد. من: بچه ها ساجانیمههههه. ینی چیکار دارههه.. کوکی: بدو جواب بده.
گوشیمو برداشتم. من: بله ساجانیییم. ساجانیم: خانوم پارک اگه ممکنه امروز با بچه ها به مصاحبه برید خبرنگارا به شدت میخوان که باهاتون مصاحبه کنن.
من: ساجانیم برای چی با من مگه من چیکارم.
ساجانیم: الان بهترین آرایشگر کل کیپام هستی و ظاهرت هم خیلی اونا رو شوکه کرده پس اگه ممکنه به مصاحبه بری. من: بله حتما ممنون. گوشیو قطع کردم.
من: بچه ها یه چیز جالب بگم. کوکی: چی شده بگو.
من: ساجانیم گفت که باید باهاتون به مصاحبه بیام.
جین: عجیبه حالا واسه چی؟؟ من: گفت که خبرنگارا درخواست مصاحبه باهامو کردن. وی: دیگه چی بهتر از این. از سالن بیرون رفتیم از همون اول یه بادیگارد اومد منو گرفت. با تعجب نگاهش کردم. لبخندی زد. آجوشی: خانوم باید منو برای این گستاخی ببخشید ولی باید وظیفمو برای محافظت ازتون انجام بدم.
سانا: من میخواستم که با جونگ کوک اوپا صحبت کنم.
کوکی: نمیدونم یه حرف رو چند بار میزنن . اولا از اینکه بهم بگن اوپا متنفرم دوما گفتم که در اون حدی نیستیم که بخوایم راجب چیزی صحبت کنیم. من: پس جونگ کوک اگه حرفی نداری بریم به کارمون برسیم. کوکی: حتما هر چی تو بگی . اینو گفتیمو توی اتاق رفتیم. درو.که بستیم از شیشه نگاه کردیم که بره . وقتی که رفت پریدم بغل جونگ کوک . کوکی: عالی بووودی اون اول که وارد شدی بازم خیرت شدم تو بهترینی بهترین. من: ممنون که دوسم داری .
الان دیگه یه بوس بهت بدهکارم. یه بوسه ی خیلی کوچیک روی لباش زدم. من: خوب اینم از رژت. کوکی: حالا عالی شد . میکاپ همه رو انجام دادم. ساعت 4 بود که بچه ها رو صدا کردن. از اتاق بیرون رفتن. یهو همه برگشتن نگاه کردن. من: چی شده یهوویی. وی لبخندی بهم زد. وی: گائول نگامون کن تا حد توانمون ازشون دور وایمیسیم. گائول واست قلب میگیریم واسه خودت. کوکی: حواست به قلب من باشه. جلو رفتم دستمو روی قلبش گذاشتم. من: اوهوم حواسم به قلبت هست. سرشو تکون دادو بیرون رفتن نشسته بودم جلوی ال سی دی نگاه میکردم . یهو بچه ها رو جلوم توی ال سی دی دیدم از ذوق داشتم دیوونه میشدم و همونطور توایسو که میدیدم قلبم آتیش میگرفت. اون تیکه که قرار بود بی تی اس تیکه ی اصلی اهنگ تواسو بخونن جونگ کوک خندید. تا حد امکان دور وایساده بودن. اخرش همه قلب گرفتن جونگ کوک قلبشو جلوی قلبش گرفته بود.
مثل دیوونه ها میخندیدم. اخرش باید برنده رو اعلام میکردن قطعا هم بی تی اس بودن.اسمشونو که اعلام کردن اهنگ اخرو خوندن. بعدم اومدن توی اتاق. تهیونگ اول اومد دستاشو به طرفم باز کرد رفتم بغلش کردم. وی:فک کنم بالاخره داریم راحت میشیم ازشون. من: اوهوم.
همشونو بغل کردم. اخرش جونگ کوک اومد جونگ کوکو سفت بغل کرده بوودم ولش نمیکردم نمیتونستم ولش کنم.
شوگا: با اینکه خستم ولی میخوام از خود گذشتگی کنم گائول.. بیا خونمون جشن بگیریم. جین: هعی شوگا براوو عالیه .... کوکی: بزار من گفته باشمااا من با گائول کار دارماا.
جیمین: خوب قرار نیس که ما بیایم توی اتاقتون.
کوکی: خوب میشه یه کاریش کرد قبول ...پس بریم خوش بگذرونیم. من: جونگ کوک میگم حالا که دوباره میخوایم سوار بشیم چیکار کنیم. کوکی: نگران نباش تا من هستم نگران هیچی نباش. گوشیم زنگ خورد. من: بچه ها ساجانیمههههه. ینی چیکار دارههه.. کوکی: بدو جواب بده.
گوشیمو برداشتم. من: بله ساجانیییم. ساجانیم: خانوم پارک اگه ممکنه امروز با بچه ها به مصاحبه برید خبرنگارا به شدت میخوان که باهاتون مصاحبه کنن.
من: ساجانیم برای چی با من مگه من چیکارم.
ساجانیم: الان بهترین آرایشگر کل کیپام هستی و ظاهرت هم خیلی اونا رو شوکه کرده پس اگه ممکنه به مصاحبه بری. من: بله حتما ممنون. گوشیو قطع کردم.
من: بچه ها یه چیز جالب بگم. کوکی: چی شده بگو.
من: ساجانیم گفت که باید باهاتون به مصاحبه بیام.
جین: عجیبه حالا واسه چی؟؟ من: گفت که خبرنگارا درخواست مصاحبه باهامو کردن. وی: دیگه چی بهتر از این. از سالن بیرون رفتیم از همون اول یه بادیگارد اومد منو گرفت. با تعجب نگاهش کردم. لبخندی زد. آجوشی: خانوم باید منو برای این گستاخی ببخشید ولی باید وظیفمو برای محافظت ازتون انجام بدم.
- ۶۸.۲k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط