مرد دست فروش سرکوچه مان

مرد دست فروش سرکوچه مان
از نداری، بغض هایش را

در سیگارش آب می کرد
و من هم از نداری تو
بغض هایم را

در بیت بیت شعرهایم
دیدگاه ها (۳)

ای کاش یکی می آمد به تنهایی ام اخطار می داد و با کارت قرمزدر...

دستم همیشه در دستت بود ولی نمی دانم چرا از دست رفتی ؟

تو رفتیدیگر تو بودنت تمام شد ولی نمی دانم چرا ؟در شعرهایم به...

دیروز دختر همسایه قلم می خواست ولی برایش ندادممی دانی چرا ؟آ...

black flower(p,267)

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط