{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش یکی می آمد

ای کاش یکی می آمد
به تنهایی ام اخطار می داد
و با کارت قرمز

در میدان روزگار
اخراجش می کرد

و بدون هیچ وقت اضافه ای

سوت پایان تنهایی ام را می زد
دیدگاه ها (۲)

دستم همیشه در دستت بود ولی نمی دانم چرا از دست رفتی ؟

یلدا ترین شب من شبی بودکه تو عاشقانه به دوست داشتن مناعتراف ...

مرد دست فروش سرکوچه مان از نداری، بغض هایش رادر سیگارش آب می...

تو رفتیدیگر تو بودنت تمام شد ولی نمی دانم چرا ؟در شعرهایم به...

سالها برای عزیزای زندگیم وقت گذاشتم ای کاش یه بار، فقط یه با...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۴صبح روز تست، هایون ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط