فیک رنگ های درد
فیک رنگ های درد
پارت ²⁹
پرش زمانی به صبح
تهیونگ:زودتر از ا.ت از خواب پاشدم آماده شدم رفتم بیرون و برای ا.ت کلی خوراکی،شکلات و...خریدم و برگشتم به عمارت صبحانه آماده کردم رفتم داخل اتاق تا ا.ت بیدار کنم.
تهیونگ:ا.ت قشنگم بیدار شو صبح شده
ا.ت:اممم....بزار یکم دیگه هم بخوابم[خوابالو]
تهیونگ:یاهمین الان بیدار میشی یا سرنوشتت مثل دیشب میشه.
ا.ت:نه پاشدم
تهیونگ:آفرین حالا بیا بریم باهم صبحانه بخوریم .
ا.ت:باشه
________
[حین صبحانه خوردن]
ا.ت:تهیونگ
تهیونگ:چیه
ا.ت:میگم اون خون ها
تهیونگ:مال انسانه
ا.ت:چی[یکم ترسیده]
تهیونگ:چرا ترسیدی
ا.ت:آخه تو آدم کشتی
تهیونگ:آره خب
ا.ت:چند نفر؟
تهیونگ:۳۰
ا.ت:میشه دیگه آدم نکشی
تهیونگ:اصلا چرا داریم درباره این موضوع حرف میزنیم؟
ا.ت:تهیونگ بحث و عوض نکن قول بده دیگه آدم نکشی.
تهیونگ:باشه قول میدم....حالا کی ازدواج کنیم ؟
ا.ت:هروقت درمان شدی
تهیونگ:هی...باشه دیگه چاره ای نیست
ا.ت:آفرین
میدونم این پارت خیلی چرت شد.
پارت بعدی پارت آخره.
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
پارت ²⁹
پرش زمانی به صبح
تهیونگ:زودتر از ا.ت از خواب پاشدم آماده شدم رفتم بیرون و برای ا.ت کلی خوراکی،شکلات و...خریدم و برگشتم به عمارت صبحانه آماده کردم رفتم داخل اتاق تا ا.ت بیدار کنم.
تهیونگ:ا.ت قشنگم بیدار شو صبح شده
ا.ت:اممم....بزار یکم دیگه هم بخوابم[خوابالو]
تهیونگ:یاهمین الان بیدار میشی یا سرنوشتت مثل دیشب میشه.
ا.ت:نه پاشدم
تهیونگ:آفرین حالا بیا بریم باهم صبحانه بخوریم .
ا.ت:باشه
________
[حین صبحانه خوردن]
ا.ت:تهیونگ
تهیونگ:چیه
ا.ت:میگم اون خون ها
تهیونگ:مال انسانه
ا.ت:چی[یکم ترسیده]
تهیونگ:چرا ترسیدی
ا.ت:آخه تو آدم کشتی
تهیونگ:آره خب
ا.ت:چند نفر؟
تهیونگ:۳۰
ا.ت:میشه دیگه آدم نکشی
تهیونگ:اصلا چرا داریم درباره این موضوع حرف میزنیم؟
ا.ت:تهیونگ بحث و عوض نکن قول بده دیگه آدم نکشی.
تهیونگ:باشه قول میدم....حالا کی ازدواج کنیم ؟
ا.ت:هروقت درمان شدی
تهیونگ:هی...باشه دیگه چاره ای نیست
ا.ت:آفرین
میدونم این پارت خیلی چرت شد.
پارت بعدی پارت آخره.
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
- ۷.۶k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط