{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به خانه بازگشتم

من به خانه بازگشتم،
مادرم پرسید:
میوه از میدان خریدی هیچ؟
- میوه‌های بی‌نهایت را کجا می‌شد میان این سبد جا داد؟

+ گفتم از میدان بخر یک من انار خوب.
- امتحان کردم اناری را
انبساطش از کنار این سبد سر رفت...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

حدیثِ روضه نگویم گلِ بهشت نبویمجمالِ حور نجویم د...

ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است،تو نیستی ، نوسان نیست! تو...

‌‌‌‌چه‌ها با جانِ خود دور از رخِ جانانِ خود کردممگر دشمن کند...

عاشق توضیح دادنش شدم 😂

#شعر_نو🌊آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخ...

این تو مایکت خیلی زر میزد به خیلی ها توهین می کن دهنش رو صاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط