{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقه نمی لرزد،

ساقه نمی لرزد،
آب از رفتن خسته است،
تو نیستی ، نوسان نیست!
تو نیستی و
تپیدن گردابی است.
تو نیستی و
غریو رودها گویا نیست،
و دره ها ناخواناست...
دیدگاه ها (۱)

من به چشمهای بی قرار تو قول می‌دهمریشه های ما به آبشاخه‌های ...

چه‌ کنم با غم خویش؟که گهی بغض دلم می ترکد،دل تنگم زِ عطش می...

حدیثِ روضه نگویم گلِ بهشت نبویمجمالِ حور نجویم د...

من به خانه بازگشتم، مادرم پرسید:میوه از میدان خریدی هیچ؟- می...

عاشقانه های شبنم

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط