ات: چی؟

ات: چی؟
جونگین: همین که گفتم نباید سر دختر من داد بزنی
ات: دختر تو نیست دختر من هم هست
جونگین: اگه بود الان سرش داد نمی زدی
ات: بس کن
جوکیونگ: بابایی مامانی تقصیری نداره
جونگین: مگه نگفتم برو تو اتاقت
جوکیونگ: من لباس مامانی رو خراب کردم و اونم عصبانی شد
جونگین: لباس خریده می شه ولی بچه نه(رو به ات)
ات: معذرت می خوام
ات جوکیونگ و بغل کرد و جوکیونگ هم از ات معذرت خواهی کرد و جونگین هم از ات معذرت خواهی کرد.
دیدگاه ها (۱)

{خوانواده بی ارامش }

سناریو تهیونگ

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

سناریو جونگکوک

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

شروع ات دختر ریندو بود مامانش تو یک سالگی از دست داد به علت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط