آهای سیگاری...
آهای سیگاری...
من تورا میفهمم...
من بغض گرفته در گلویت را که با سکوتی به بلندی یک فریاد قورت دادی شنیدم...
من تنهاییت را میفهمم...
تنها آمده ام اینجا...
تنها نشسته ام...
بغض میکنم...
شاید دود سیگار فضای زخمم را مه آلود کند...
آتش داری؟؟
من تورا میفهمم...
من بغض گرفته در گلویت را که با سکوتی به بلندی یک فریاد قورت دادی شنیدم...
من تنهاییت را میفهمم...
تنها آمده ام اینجا...
تنها نشسته ام...
بغض میکنم...
شاید دود سیگار فضای زخمم را مه آلود کند...
آتش داری؟؟
- ۷۲۷
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط