نگران من نباش...
نگران من نباش...
مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم
زخم هایم را تیمار میکنم
دل تنگی هایم را قدم میزنم
نگران من نباش...
جای دستانت را فندک و سیگارم پر کرده است
شب ها به جای تو با غم هایم هم آغوش میشوم
روز ها دست در دسته شعر هایم به همان کافه ی قدیمی میرویم
نگران من نباش...
اینجا در نبود تو همه چیز آرام است مانند چشم هایت
اشک هایت
آغوشت...
نگران من نباش...!
مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم
زخم هایم را تیمار میکنم
دل تنگی هایم را قدم میزنم
نگران من نباش...
جای دستانت را فندک و سیگارم پر کرده است
شب ها به جای تو با غم هایم هم آغوش میشوم
روز ها دست در دسته شعر هایم به همان کافه ی قدیمی میرویم
نگران من نباش...
اینجا در نبود تو همه چیز آرام است مانند چشم هایت
اشک هایت
آغوشت...
نگران من نباش...!
- ۱.۵k
- ۰۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط