رفتنت در چشمهایم ماه را بی خواب کرد
رفتنت در چشمهایم ماه را بی خواب کرد
کوچه های سینه ام را غرق در مهتاب کرد
خاطراتت آنچنان در سینه ام سرزنده اند
بی تو حتی می شود این کوچه ها را قاب کرد
تا نگیرد رنگ و روی رفته حس و حال من
حس و حالم رنگ و روی رفته را بی تاب کرد
تا نمیرد چهره ی نیلوفرت در جان من
اشکهای مانده در تن چشم را مرداب کرد.
کوچه های سینه ام را غرق در مهتاب کرد
خاطراتت آنچنان در سینه ام سرزنده اند
بی تو حتی می شود این کوچه ها را قاب کرد
تا نگیرد رنگ و روی رفته حس و حال من
حس و حالم رنگ و روی رفته را بی تاب کرد
تا نمیرد چهره ی نیلوفرت در جان من
اشکهای مانده در تن چشم را مرداب کرد.
- ۶۳۰
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط