{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدی که چگونه او،فراموشم کرد

دیدی که چگونه او،فراموشم کرد
بگذشت مرا،فسانه ها،گوشم کرد
من باده ی پرمهرو،وفامی خواستم
اوتلخ ترین طعم جفا ، نوشم کرد
ای رفته بیا ،مرا درآغوشت گیر
بعدازتو دگر، غمِ تو آغوشم کرد
باورنکنم نشسته ای با اغیار
هرچندعدو، بگفت ومدهوشم کرد
گر،دوخت،تنم لباس غم هجرانت
افسردگی ام،زردقبا پوشم کرد
دیدگاه ها (۱۱)

بی بهانه آمدی یارم شدی و بی بهانه رفته ایمن که میدا...

هر شب من و این میزِ بدونِ تو عزیز!این خلوتِ غم خیزِ بدونِ تو...

افسوس دراین خانه دگر روی تونیستخواهم بزنم وسمه به ابروی تون...

خوشبختی می‌تونه نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه گرم در دل یک زمس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط