{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت/ ارزش امام علی(ع) در زبان ابوذر

#حکایت/ ارزش امام علی(ع) در زبان ابوذر
روزی حضـرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نزد اصحاب خود فرمودند:
 دلم خیلی به حال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند چطور؟
مولا فرمودند:
آن شبی که به دستور خلیفه ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای خلیفه به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با خلیفه بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین گفت:
شما دو توهین به من کردید;
اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید ،
دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من "علی" فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی "علی" عوض نمی کنم.
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه می کردند و می فرمودند:
به خدایی که جان "علی" در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان خلیفه محکم بست... سه شبانه روز بود که او و خانواده اش هیچ نخورده بودند
منبع: الکافی، ج ۸
دیدگاه ها (۸)

#حکایت/ شکایت از کریم خان زند مردی به دربار خان زند می رود و...

#حکایت/ زنبوری که جان ما را نجات داد! بعد از نبردى شدید، یک...

‏سبک زندگی اصفهانی ها حتی تو معماری شون هم مشهودهبجای اینکه ...

‏نذر کرده بود اسم بچه اش رو از قرآن انتخاب کنه، بعد گذاشته ب...

#خطبه_غدیر پارت سی و هشتمبخش یازدهم: بیعت گرفتن رسمی💐مَعاشِر...

حب علی عباده

شعر را تا آخر بخونید و با آن صفا کنید. و با لینک مجازی هم بف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط