{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خوش است با خیالت ، صنما دمی صفائی

چه خوش است با خیالت ، صنما دمی صفائی
به کجا گریزی ازمن ،که اسیر وهم مائی

دل من خوش است روزی ،به وصال تو در آید
من از این بهانه مست وتو عجب گریز پائی

نه شراب می پسندی ، نه شباب می شناسی
به کدام قبله هستی ، همه چونی و چرائی

به زبان شاعرانه ، به علوم ماورایی
به چه منطقی بگویم که برای من خدایی

چو شمیم عشقت آمد ، غزل از قلم رها شد
دل کوچه شد اسیر تب وتاب رد پائی

نه ملالی از جفایت ، نه امید بر وفایت
به جفای تو خوشم من ، چه کنم که بی وفائی

بخدا که این غزل را به اطاعتت سرودم
تو امیر ارتش دل ، شه ملک واژه هایی
دیدگاه ها (۷)

‍ ‍ ‌‌چه خوش است با خیالت ، صنما دمی صفائیبه کجا گریزی ازمن ...

‍ ‍ ‌‌آن سوتر از رویاچه خوش است با خیالت ، صنما دمی صفائیبه ...

‍ ‍ 🌱🍂🌱🕊🌱🌸🍂🌿🍃🌿🍂🌱🍃🌼🕊🌿🌱🍂🌸‌چه خوش است با خیالت ، صنما دمی صفائی...

‌چه خوش‌است با خیالت،صنما دمی صفائیبه کجا گریزی ازمن، که اسی...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

کی بربم آلمان

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط