{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«بیاد گذشته»

«بیاد گذشته»

در عصر حضرت سلیمان(ع)نبی،پرنده ای برای نوشیدن اب بسمت برکه ای پرواز کرد،اما چند کودک را بر سر برکه دید،پس آنقدر انتظار کشید تا کودکان از ان برکه متفرق شدند. همینکه قصد فرود بسوی برکه را کرد،اینبار مردی را با محاسن بلندوآراسته دید که برای نوشیدن آب به ان برکه مراجعه نموده. پرنده با خود اندیشید که این مردی باوقار و نیکوست و از سوی او ازاری بمن متصور نیست. پس نزدیک شد و ان مرد سنگی بسویش پرتاب کرد و چشم پرنده معیوب و نابینا شد. شکایت نزد حضرت سلیمان برد. حضرت ان مرد را احضار،محاکمه و به قصاص محکوم نموده ودستور به کور کردن چشم داد. ان پرنده به حکم صادره اعتراض کرد و گفت؛"چشم این مرد هیچ آزاری بمن نرساند،بلکه ریش او بود که مرا فریب داد و گمان بردم که ازسوی او ایمنم پس به عدالت نزدیکتراست اگر محاسنش را بتراشید تا دیگران مثل من فریب ریش او را نخورند"


#kurdman

#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
دیدگاه ها (۱)

« بیاد گذشته» مطالب خواندنی وکوتاه ... ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﻣﺎﺩ ﺑﻪﺭﻫﺒﺮﯼ...

فارسی کرماشانی،لهجه ای نوظهور و بی ریشه وبدون سابقه تاریخی د...

کوبانی...ای رها گردیده از زنجیرو بندهمصدا...باگریه های من بخ...

فرزندان سرزمینم ، ظلم و تاریکی را زیر پای خود له میکنند تا پ...

تا کمر خم شد .. با احترام و ذوقی که پنهانش میکرد لرزاند صاف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط