{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ای که او بود....

فرشته ای که او بود....

بهم گفتن توصیفش کن
گفتم چیشو
گفتن هر چیزی که توی اون دیدی
خب من توی اون چشم ها گم شدم ، من زیبایی دیدم، من چیزی جز یک فرشته بدون بال ندیدم
خندیدن و گفتن اون خودشم میدونه؟
با لبخند جواب دادم
معلومه که نه دست یابی به فرشته ها اسون نیست
بهم خندیدن
اره خنده داره من عاشق کسی شدم که حتی وجودم زره ای براش اهمیت نداره ولی من اونو میپرستم
اون پریزاد شده خدای پرستیدنی این قلب خسته...
دیدگاه ها (۰)

شاید...مادربزرگ با مهربانی رو به نوه اشکه چشمانی به رنگ جنگل...

کشور و شهر و تاریخ تولد و قد و وزن و همه رو میدونم فقط میخوا...

بله صدردصد به خاطر مناطق گردشگریش👍👍(اصنم به خاطر Por و teete...

بابایی جونم...اجازه میدی من فدای لبخندت بشم؟من اولین باری که...

کپشن چک شود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط