{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ای که او بود....

فرشته ای که او بود....

بهم گفتن توصیفش کن
گفتم چیشو
گفتن هر چیزی که توی اون دیدی
خب من توی اون چشم ها گم شدم ، من زیبایی دیدم، من چیزی جز یک فرشته بدون بال ندیدم
خندیدن و گفتن اون خودشم میدونه؟
با لبخند جواب دادم
معلومه که نه دست یابی به فرشته ها اسون نیست
بهم خندیدن
اره خنده داره من عاشق کسی شدم که حتی وجودم زره ای براش اهمیت نداره ولی من اونو میپرستم
اون پریزاد شده خدای پرستیدنی این قلب خسته...
دیدگاه ها (۱)

the end-part 2

____[The Forbidden Crossing]____

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

free from the court (p12)

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

عروسک من😈🔞پارت پنجم+شماها کی هستید دخترا نگاهی بهم انداختن ی...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط