وقتی مدل بودی و جیمین رئیست ❤️🩹
پارت ۲۳🌊
ویو ات....
داشتم واسه خودم مدل غذاهای جدید درست میکردم که دیدم در باز شد دوباره به کارم مشغول شدم که یکی اومد کنارم وایساد اینکه اربابه باز چی میخواد بگه...
×چیزه میگم امشب یه مه...
_بله?...مهمونی من نمیام خودتون برین
×یه مهمونی برای مافیاهاس که همه منشی های مافیا هم میان و من ازت نپرسیدم که میای یا نه بهت دستور دادم که بیای
_همممم ایش باشه
×خوبه برات لباس میفرستم اونارو بپوش ساعت ۸ شب پایین منتظرتم دیر هم نکن
_بازم چشم
×هممم چی درست میکنی
_دارم چند تا غذای مختلفو درست میکنم ببینم کدوم خوشمزتره
×اها خب میشه...میشه منم کمک کنم
_هااااااااا واقعا میخوای ابهت خودتو بزاری برای اشپزی
×چه ربطی داره منم آدمم میخوام اشپزی کنم مشکلی داره
_نه نه چه مشکلی بیا این خیارارو خورد کن تا من برنج درست کنم
×باشه
و داشتن واسه خودشون اشپزی میکردن و جیمین هم چشم از ات بر نمیداشت....
×(خیلی خوشگله ولی واقعا چرا اینقد احمق بودم که بهش تجا....وز کردم و از خودم روندمش هعییییی حالا منو میبخشه یا نه میترسم خیلی میترسم که دوباره ترد بشم یه بار که از مامانم یه بار از بابام یه بارم که از ات دیگه نمیکشم)
جیمین چشمش به ات بود که حواسش نبودو دست خودشو برید
_وایییییی دستت داره خون میاد
×اشکال نداره خوب میشه
_چی چیو اشکال نداره بیا بشین رو مبل تا برات چسب بزنم
×چیز اممم باش
و ات رفت تا چسب زخم بیاره...
_بیا تا اینو برات بزنم
×اممم باش
ات روی پای جیمین نشست و غرق بستن انگشت جیمین شد ولی یکی اینجا داشت از خوشحالی ذوق مرگ میشد اونم جیمین بود چون الان به ات خیلی نزدیکتر بود بعد از اینکه ات کارش رو تموم کرد خواست بلند شه که....
خب پارت جدید خدمتتون از مدرسه برگشتم مث سگ خستم یکم حمایت هارو بالا ببرین تا بقیش رو بدم خدمتتون واقعا سخته هم درس بخونی هم حفظ کنی هم امتحان بدی و هم فیک بنویسی که اونم فکر کردن زیادی میخواد دوستان مرسی که لایک میکنین و کامنت میزارین فالورا هم بیشتر بشه ممنون میشم بوس به کلتون🫰🏻😮💨😔😘😕💕
yona_park
دیدگاه ها (۱۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.