{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست‌ات را به من بده

دست‌ات را به من بده


دست‌های ِ تو با من آشناست


ای دیریافته با تو سخن می‌گویم


به‌سان ِ ابر که با توفان


به‌سان ِ علف که با صحرا


به‌سان ِ باران که با دریا


به‌سان ِ پرنده که با بهار


به‌سان ِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید



زیرا که من


ریشه‌های ِ تو را دریافته‌ام


زیرا که صدای ِ من


با صدای ِ تو آشناست
دیدگاه ها (۱)

مراتوبی سببینیستی.به راستی صلتِ کدام قصیده ایای غزل؟ ستاره ب...

Beautiful is the 'thank you'Wrapped with gratitude,Offered t...

دیگه خبری نیست ؟

step valve refrigreation

بنویسیم روی خاک رو درخترو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم روی ب...

پارت چهاردهم💫مراسم تمام شد. مهمان‌ها می‌رفتند. آت و سوکجین د...

آنگاه که درباره ی تو می نویسمبا پریشانی دل نگران دواتم هستمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط