میخوای بری ...!
میخوای بری ...!
بهونه میخوای ....!
من بهونه میدم دستت .......!!!
.......برو ......
هرکس پرسید ، بگو .......لجباز بود ، همیشه سر سختانه عاشقم بود .....
بگو همه جا فریاد میزد که فقط منو میخواد ....! بگو دروغ میگفت که هیچوقت ناراحتش نکردم ....! بگو بی احساس بود ، به همه اخم ها و توهینام فقط با لبخند جواب میداد ..... ! بگو سنگ دل بود ، نمیذاشت جز من کسی توی قلبش خونه داشته باشه .....! بگو پررو بود ، هر چقدر هم که از دستم شاکی میشد ، بازم بهم محبت میکرد ....!! برو ......این همه دلیل ... پس چرا معطلی ؟!؟!؟! برو دیگه ...........
بهونه میخوای ....!
من بهونه میدم دستت .......!!!
.......برو ......
هرکس پرسید ، بگو .......لجباز بود ، همیشه سر سختانه عاشقم بود .....
بگو همه جا فریاد میزد که فقط منو میخواد ....! بگو دروغ میگفت که هیچوقت ناراحتش نکردم ....! بگو بی احساس بود ، به همه اخم ها و توهینام فقط با لبخند جواب میداد ..... ! بگو سنگ دل بود ، نمیذاشت جز من کسی توی قلبش خونه داشته باشه .....! بگو پررو بود ، هر چقدر هم که از دستم شاکی میشد ، بازم بهم محبت میکرد ....!! برو ......این همه دلیل ... پس چرا معطلی ؟!؟!؟! برو دیگه ...........
- ۹۸۵
- ۲۵ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط