{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به وقتش متوجه نبودم اما دانه دانه رنج‌هایی که به من می‌رس

به وقتش متوجه نبودم اما دانه دانه رنج‌هایی که به من می‌رسید، آجری بود که جهان مرا می‌ساخت و ارتفاع دید مرا بلندتر می‌کرد.
من با هر رنج، پخته‌تر می‌شدم و بیشتر می‌فهمیدم و بیشتر می‌سنجیدم و پله پله آگاه‌تر می‌شدم.
رنج‌ها سنگ محک بودند و عیار مرا می‌سنجیدند و مقاومتِ من بود که ثابت می‌کرد چقدر می‌ارزم...

@night_mag
دیدگاه ها (۰)

آدم‌ها را در ذهن خود بزرگ نکنید! فکر نکنید که تافته‌ی جدا با...

#دلنوشته_کپی_ممنوع_گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر نه می‌جنگ...

همخونه اجباری... پارت 89."ویو جئون جونگ کوک"در بسته شد.تق......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط