مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت
مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 21
تهیونگ. خوب چیکار میکنی؟ انتخاب میکنی و مینوشی یا به خدمتکار بودنت ادامه میدی؟
ا/ت. ( نگران به سوریا نگاه میکرد و اروم سرشو به معنی این کار رو نکن تکون داد
تهیونگ. وقت ندارم زود باش تصمیم بگیر ( بلند
سوریا. باشه یکیو میخورم ( استرس
( ادمین. سوریا دستش رو اورد جلو تا لیوانی که جلوش بود رو برداره اما پشیمون شد و خاست پشتی شو برداره اما بازم برش نداشت کارش واقعا سخت بود ون داشت با زندگی خودش بازی میکرد)
تهیونگ. هییی زود باش یکیو بردار (بلند
سوریا. باشه
( ادمین. سوریا پنجمین لیوان رو برداشت و تو دستش گرفت و با استرس زیاد و بهش نگاه میکرد دستش میلرزید کم کم لیوان رو اورد نزدیک لبش و همون طور که یه قطره اشک از گوشه چشمش میومد همشو سر کشید و کل مشروب رو خورد چند لحظه بعد سر سوریا به شدت گیج رفت و بیهوش شد و افتاد ا/ت سریع به سمتش دویید و سوریا رو تو بغلش گرفته.........
ا/ت. نه نه سوریا لطفا بیدار شو ترو خدا سوریاا ( بغض شدید
تهیونگ. برو ون طرف ببینم کی بهت اجازه داد بری سمتش هااااا (بلند
ا/ت. اخه چرا همچین شرطی براش گذاشتیی (گریه
تهیونگ. دلیلش به خودم مربوط حالام بیا کنار سریعع ( بلند و عصبی
( ا/ت. پیشونی سوریا رو بوسید و اروم ومد کنار)
تهیونگ. هییی تو ببرش تو اتاق خدمتکارا (سرد و جدی
فرد. چشم ارباب
( ادمین. ون فرد سوریا رو به اتاق خدمتکارا برد و رو تخت درازش کرد و ومد بیرون.....
چند مین بعد
کوک. همگی بیرونن ( بلند
( جونگ کوک همه خدمتکار ها رو بیرون کرد و رفت تو اتاق و کنار تخت سوریا و.......
بچه ها از این پارت حمایت کنین تا بعد از ظهر یه پارت دیگه ام اپ میکنم ❤️❤️
تهیونگ. خوب چیکار میکنی؟ انتخاب میکنی و مینوشی یا به خدمتکار بودنت ادامه میدی؟
ا/ت. ( نگران به سوریا نگاه میکرد و اروم سرشو به معنی این کار رو نکن تکون داد
تهیونگ. وقت ندارم زود باش تصمیم بگیر ( بلند
سوریا. باشه یکیو میخورم ( استرس
( ادمین. سوریا دستش رو اورد جلو تا لیوانی که جلوش بود رو برداره اما پشیمون شد و خاست پشتی شو برداره اما بازم برش نداشت کارش واقعا سخت بود ون داشت با زندگی خودش بازی میکرد)
تهیونگ. هییی زود باش یکیو بردار (بلند
سوریا. باشه
( ادمین. سوریا پنجمین لیوان رو برداشت و تو دستش گرفت و با استرس زیاد و بهش نگاه میکرد دستش میلرزید کم کم لیوان رو اورد نزدیک لبش و همون طور که یه قطره اشک از گوشه چشمش میومد همشو سر کشید و کل مشروب رو خورد چند لحظه بعد سر سوریا به شدت گیج رفت و بیهوش شد و افتاد ا/ت سریع به سمتش دویید و سوریا رو تو بغلش گرفته.........
ا/ت. نه نه سوریا لطفا بیدار شو ترو خدا سوریاا ( بغض شدید
تهیونگ. برو ون طرف ببینم کی بهت اجازه داد بری سمتش هااااا (بلند
ا/ت. اخه چرا همچین شرطی براش گذاشتیی (گریه
تهیونگ. دلیلش به خودم مربوط حالام بیا کنار سریعع ( بلند و عصبی
( ا/ت. پیشونی سوریا رو بوسید و اروم ومد کنار)
تهیونگ. هییی تو ببرش تو اتاق خدمتکارا (سرد و جدی
فرد. چشم ارباب
( ادمین. ون فرد سوریا رو به اتاق خدمتکارا برد و رو تخت درازش کرد و ومد بیرون.....
چند مین بعد
کوک. همگی بیرونن ( بلند
( جونگ کوک همه خدمتکار ها رو بیرون کرد و رفت تو اتاق و کنار تخت سوریا و.......
بچه ها از این پارت حمایت کنین تا بعد از ظهر یه پارت دیگه ام اپ میکنم ❤️❤️
- ۵.۷k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط