{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای به خودمان:

نامه ای به خودمان:
خودمان جان سلام...
کیف حالک اخوی؟
راستی گله دارم ...
چه شد؟
چه شد که به خودمان اجازه دادیم سجده کنیم پیش پروئپارمان و در دل فخر بفروشیم به اویی که فرصت نشد نمازش را ببینیم؟
راستی چه شد که در دل پوزخند زدیم به آن گناهکار؟؟
مگر وظیفه ما تنها این نبود که از گناه و گناهکار بدمان بیاید؟
دیگر خود بزرگ بینمان برای چه بود؟
و چه شد که امروز به خودمان اجازه میدهیم درباره گناه شب قبل کسی حرف بزنیم؟
یاد رفت مولایت چه گفت: شاید سحر توبه کرده باشد؟
و چرا فکر میکنیم خدا انسان را آفرید برای جهنم رفتن!؟
خودمان از خودمان گله دارم
من جان از تو هم نیز گله دارم!!!
چه شد سر سفره نذری آش خوردی با چاشنی گوشت برادر مرده ات؟
چه شد که اشک های ندبه ات راه به جایی نبرد وقتی پشت بندش به کسی تهمت زدی؟
یا فکر کردی عزیز تر از تو پیش خدا نیست ...
من جان
خودمان جان کلافه ام کردی!!
چه شد که فک کردیم تمام هستیم؟
در اوج کمال هستیم!!!؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

PT/۲ ات چشاشو ریز کرد مشکوک و ...

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

رمان فکر کردی اگه برگردی خوشحال میشه اما ..جیهوپ:بچه ها کوک ...

اسم فیک : اون واسه منهp11(بچه ها نکته جیهون برادر لاراعه)کوک...

رمان گناهکار قسمت اولز این دل را کسی صاحب نیستاگر باشد پس کس...

پارت 8آنچه گذشت:چتری هامو بستم تا اذیتم نکنه که یهو (حوصله ن...

ما همه از شما دوریم , قبول است آقا ما همه مدعی هستیم , قبول ...

برام مهم نیست چه دینی و چه دیدگاه و چه مذهبی داری..برام مهم ...

• لذت انتقام • (port 3 ) ° فصل دوم °

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط