{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆ی داستان ترسناک درمورد خودم بگم

☆ی داستان ترسناک درمورد خودم بگم
☆ی روز که عروسی خالم بود
☆رفتم توی ی پارتیشن تا لباس عروسی
☆رو بپوشم بعد دیدم یکی داره با ی صورت سیاه
☆و ی لباس عروس بلند و پف دنباله دار داره میاد
☆به سمت پارتیشن اول فکر کردم خالمه اتاقی
☆هم که پارتیشن توش بود خیلی تاریک بود
☆دید خوبی نداشتم . بعد یهو چراغ رو روشن ☆کردم ، اما کسی اونجا نبود :)
☆رفتم توی سالن عروسی و دیدم خالم داره
☆میرقصه مغزم ارور داده بود که صدای ی جیغ
☆شنیدم رفتم به سمت اتاق انگار که فقط
☆من بودم که اون صدارو میشنیدم خیلی
☆عجیب بود بعد یکی گلوم رو گرفت ومنو.....
☆مایل به پارت ۲ ؟
دیدگاه ها (۹)

ب_ر_و🎬🎬🎬🎬ا/ت =هوانگ این یوپ با من ازدواج کن !این یوپ =وات دا...

چالش این یوپ تو رلی یا سینگل ؟دوست ۱۳ سالم ی رل داره اسمش ار...

چالش سوالی این یوپhow was your birthday ?is good 👍 or is bad...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~ *part⁸* ...

My uncle (part 25)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط