{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#p۱٠:

#p۱٠:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره

بلاخره جشن تمام شد و همه به سمت عمارت های خودشون حرکت کردن
(فلش بک به رسیدن به عمارت)
(ویو ا/ت)
رسیدیم به عمارت اینجا واقعا خسته کنندس دلم میخواد خودمو تا میتونم بزنم حالم خوب نیست هم بخاطر قلبم و هم بخاطر اینکه امروز پر. یود شدم، این سادیسمی (ببند دهنو میگیرم میزنمت🔪) تا میتونه سیگار میکشه واقعا ازش میترسم، بلاخره دل و زدم به. دریا و رفتم که بهش بگم

(ویو کوک )
اوف رسیدیم به عمارت از وقتی رسیدم فقط دارم سیگار میکشم دلم میخواد همرو بکشم، از وقتی رسیدیم ا/ت انگارچیزیش هست، اصلا به من چه تمام بدبختیام زیر سر اینه

♡: جونگ کوک.... چیزه
_: چته، حوصله تو یکیو ندارم
♡: باشه به جهنم نداشته باشمن میخوام برم بیرون
_: به درک برو هر جهنمی که میخوای برو (اخرش با داد)

ا/ت به همراه یکی از بادیگارد ها به مارکت رفت و پد و وسیله های لاظمه را خرید و به عمارت برگشت وقتی وارد عمارت شد کوک با تعجب بهش نگاه میکرد
♡: چته؟ نگاه میکنی.
_: رفتی مارکت؟
♡: اره رفتم، باید بهت توضیح بدم؟ ها؟
_: اره باید توضیح بدی
♡: برو بابا وایی اخ دلم
_: چته
ا/ت بدون توجه به کوک به سمت اتاق حرکت کرد که یه هودرد به سراغش اومد و به زمین افتاد
انگار روی کوک یه پارچ آب سرد ریخته بودن
و به سمتش دوید
_: هوی تو چته
♡: به تو مربوط نیست
بلند و رفت که کوک براید بغلش کرد
و ا/ت جیغی بلند کشید
♡: بزارم زمینننننننننن
_: بگو چته
♡: من پر. یود شدم اخه تو سنگ دل چه میفهمی بزارم زمین

(ویو کوک )
وقتی گفت چشه فهمیدم چرا حالش خوب نبود به سمت اتاق حرکت کردم . ا/ت هی جیغ میکشید اما اهمیت ندادم بردمش به اتاق و روی تخت گذاشتمش. به سمت آشپز خونه رفتم تا براش سوپ بپزم درسته ازش خوشم نمیاد ولی میدنم همه زنا تو این مواقع چقدر درد تحمل میکنن سوپ رو پختم و یه کیسه اب گرم برداشتم و به سمت اتاق رفتم دیدم که............
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاینم هدیه من برای روز دختر به شما خوشگلا🪷😊ــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشرطا برای پارت بع: این پارت و پارت قبلی رو به، 30لایک و 20بازنشر برسونید
دیدگاه ها (۲۲)

100تایی شدنمون مبارکک🥳🥳

سلام دوستان، یه نگاهی به این پست بندازید، یه سوال، یعنی وقتی...

روز دختر مبارک 💖✨وجودتان روشنیِ هر خانه، آرامشِ هر دل و امید...

#p9:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره(فلش بک به صبح) (ویو ا...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

خون یا عشق

پارت ۲که یهو عمه ی ا/ت گفت عمه ی ا/ت :خب جوابت چیه خانم خانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط