{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

هوایم سرد و صبحم آذری...
گرمای شهریور
تنم سرمازده در انتظار هُرم
تو مانده

دلم اعجاز میخواهد به رنگ
گرم یک احساس
بیا با معجز خود بی نیازش
کن که درمانده

#کیارش
دیدگاه ها (۷)

بیهوده شدم لیلی مجنون فقط افسانست از پیله درم آورد دستان سی...

جمعه هامی خواهم ات ...اندکی مستانه تراندکی آهسته ترجمعه هاآر...

جادوی چشم های تو را دختری نداشتجادوی چشم های تو را دیگری ندا...

مادرم رفت،پدررفت،حسن جان هم رفتبعداز این قول بده تا تو کنارم...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁶⁵من و بیشتر به خودش فشرد و اروم ...

این قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قرار می‌رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط