{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم توالت عمومی، دیدم روی سیفون نوشته:

رفتم توالت عمومی، دیدم روی سیفون نوشته:
((خواهی که نبیند اَحدی این هنرت را، برخیز و بکش سیفون بالای سرت را))


من موندم شاعرای این مملکت چرا استعدادها رو اینجور جاها خالی میکنند..تازه برگشتم دیدم یکی نوشته

((سنجیدم ودیدم سخنت عین ثواب است، صدحیف که دستگیره سیفون خراب است))
دیدگاه ها (۱)

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنمفکر این را که تو باشی و نباشی...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

مرده شور خانه صنعتی!!!مشهددیگه کار کارگرای مردشور خونه هم ا...

چشم من در حسرت موی بلندش مانده چوندلبرم خیلی حجابش را رعایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط