{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!
"تو" که از راز دلم با خبری!
"تو" چرا رسم وفایت گم شد؟!
برق چشمان سیاهت گم شد؟!
با " توأم " ای مهِ مهتابِ شبان...
با " تو " ای زلف پریشان جهان...
بی "تو" صد خاطره ام گریان است...
بی "تو" اشکم شاعر باران است...
بی "تو" دیگر نفسم بند آمد!
بی "تو" جوی "دل" من خشکیده ست
با "تو" از قصه عشقم گفتم و "تو" در اوج سکوت؛
با نگاهی پر تردید و خمود ؛
گفتی از: " عشق حذر کن " نفسم بند آمد !!
دیدگاه ها (۱)

عایا می شود؟؟؟

صادق هدایت . . توی یک جمع نشسته بودم بی‌حوصله بودم. مجله‌ای ...

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنمفکر این را که تو باشی و نباشی...

رفتم توالت عمومی، دیدم روی سیفون نوشته:((خواهی که نبیند اَحد...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۶۲اما... میترسیدم فين دوناتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط