*دیده پر اشک و دلی غرق تمنا دارم*
*دیده پر اشک و دلی غرق تمنا دارم*
صنما من به کجای دل تو جا دارم؟
گوشه ی چشم تو ای دوست مرا قبله گهیست
با نگاه تو ، فقط ؛ نافله بر پا دارم
گفته بودم که لبت جام شراب است مرا
طلب بوسه از ان جام گوارا دارم
چون نسیمی به درت خسته و سرگردانم
من زجور تو و این نکته سخنها دارم
جگرِ خون شده از جور تو در دام بلاست
دیده پر اشک و دلی واله و شیدا دارم!
سینه همچون قفس از هجر تو شد تنگ ولی
سینه ای پهن تر از وسعت دریا دارم
نفس گرم تو شد روح مسیحایی من
باورت هست که من روح مسیحا دارم؟
با همه زیرکی این مرغ گرفتار تو گشت
گفته بودی تو به من زلف چلیپا دارم
سرو ناز ،من از دام تو بیرون نروم
تا که از دست تو من باده صهبا دارم ...ناهید..
صنما من به کجای دل تو جا دارم؟
گوشه ی چشم تو ای دوست مرا قبله گهیست
با نگاه تو ، فقط ؛ نافله بر پا دارم
گفته بودم که لبت جام شراب است مرا
طلب بوسه از ان جام گوارا دارم
چون نسیمی به درت خسته و سرگردانم
من زجور تو و این نکته سخنها دارم
جگرِ خون شده از جور تو در دام بلاست
دیده پر اشک و دلی واله و شیدا دارم!
سینه همچون قفس از هجر تو شد تنگ ولی
سینه ای پهن تر از وسعت دریا دارم
نفس گرم تو شد روح مسیحایی من
باورت هست که من روح مسیحا دارم؟
با همه زیرکی این مرغ گرفتار تو گشت
گفته بودی تو به من زلف چلیپا دارم
سرو ناز ،من از دام تو بیرون نروم
تا که از دست تو من باده صهبا دارم ...ناهید..
- ۱.۷k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط