نفرتی به نام عشق
نفرتی به نام عشق
پارت:هیفدهم
ویو ات
با برخورد خورشید به چشمام بیدار شدم..
چن مین همونجوری تو جام موندم و بعد اروم از رو تخت پاشدم و به سمت سرویس بهداشتی حرکت کردم...
کارای لازمو انجام دادم و دوباره به سمت تخت رفتم و مرتبش کردم...
از اتاق خارجشدم و به سمت پاییم رفتم
همه بجز جونگکوکسر میز صبحانه بودن.
ات:سلامبه همگی صبحتون بخیرر(بلند)
همه:سلام صبح توهم بخیر
م/ت:عزیزم اول برو جونگکوکو صدا کن بعد بیا صبحونتو بخور
ات:ماماننن مننن؟
ب/ت:اره دیگه چیمیشه
ات:اههههه باشهههه
دوباره رفتم بالا و جلو در اتاق جونگکوک...نفس عمیقی کشیدم و بدون در زدن وارد شدم..چیزی دیدم ک باعث شد خشک شم
جونگگوک:جیغغغغ گمشو بیرونن میخای بهم تجاوز کنییی
ات:چی..ها اها باشه..مامان گفت بیام صدات کنم برا صبحونه(دستپاچه شد)
میخاستم برم ولی انگار خشک شده بودم..تازه از حموم درومده بود و لباس نداشت ولی شلوارک داشت و این باعث میشد بتونم سیکس پکاشو ببینم..خیلی عضله داشت و موهای خیسش ریخته بود رو صورتش من تایپم همچین پسریه...چی میگی اتت خفشوو
جونگکوک:خشت اومده؟(پوزخند)
ات:چی میگی..زود باش لباستو بپوش بیا پایین
هرجور شده خودمو حرکت دادم و از اتاق خارج شدم..
ویو کوک
ات رفت بیرون..خیلی کیوت بود همزمان با لباس پوشیدنم داشتم به کیوتیش میخندیدم..
بعد ازپوشیدن لباسم از اتاقم درومدم و پایین رفتم
جونگکوک:سلام صبح بخیر
همه بجز ات:سلام صبح توهم بخیر
رفتم و روبه روی صندلی ات نشستم
کهههه....
خماریی🌚✨
شرایط:
به مناسبت عید شرایط نداریم و این پارت صلواتیه ولی خب شمام حمایت کنین داعع💟
پارت:هیفدهم
ویو ات
با برخورد خورشید به چشمام بیدار شدم..
چن مین همونجوری تو جام موندم و بعد اروم از رو تخت پاشدم و به سمت سرویس بهداشتی حرکت کردم...
کارای لازمو انجام دادم و دوباره به سمت تخت رفتم و مرتبش کردم...
از اتاق خارجشدم و به سمت پاییم رفتم
همه بجز جونگکوکسر میز صبحانه بودن.
ات:سلامبه همگی صبحتون بخیرر(بلند)
همه:سلام صبح توهم بخیر
م/ت:عزیزم اول برو جونگکوکو صدا کن بعد بیا صبحونتو بخور
ات:ماماننن مننن؟
ب/ت:اره دیگه چیمیشه
ات:اههههه باشهههه
دوباره رفتم بالا و جلو در اتاق جونگکوک...نفس عمیقی کشیدم و بدون در زدن وارد شدم..چیزی دیدم ک باعث شد خشک شم
جونگگوک:جیغغغغ گمشو بیرونن میخای بهم تجاوز کنییی
ات:چی..ها اها باشه..مامان گفت بیام صدات کنم برا صبحونه(دستپاچه شد)
میخاستم برم ولی انگار خشک شده بودم..تازه از حموم درومده بود و لباس نداشت ولی شلوارک داشت و این باعث میشد بتونم سیکس پکاشو ببینم..خیلی عضله داشت و موهای خیسش ریخته بود رو صورتش من تایپم همچین پسریه...چی میگی اتت خفشوو
جونگکوک:خشت اومده؟(پوزخند)
ات:چی میگی..زود باش لباستو بپوش بیا پایین
هرجور شده خودمو حرکت دادم و از اتاق خارج شدم..
ویو کوک
ات رفت بیرون..خیلی کیوت بود همزمان با لباس پوشیدنم داشتم به کیوتیش میخندیدم..
بعد ازپوشیدن لباسم از اتاقم درومدم و پایین رفتم
جونگکوک:سلام صبح بخیر
همه بجز ات:سلام صبح توهم بخیر
رفتم و روبه روی صندلی ات نشستم
کهههه....
خماریی🌚✨
شرایط:
به مناسبت عید شرایط نداریم و این پارت صلواتیه ولی خب شمام حمایت کنین داعع💟
- ۵.۵k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط